تاریخنگار

پایگاه داده های تاریخی و کتابشناسی

تاریخنگار

پایگاه داده های تاریخی و کتابشناسی

تاریخنگار

آرمان وبگاه تاریخنگار ، پیشکش داده های سودبخش در زمینه تاریخ و فرهنگ است و تلاش دارد تا راهنمای کوچکی برای دانش پژوهان پرسشگر و کوشا باشد. ایدون چنین باد.
نشانی پست الکترونیکی تاریخنگار در قسمت «تماس با من» درج است

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۳۰ مطلب با موضوع «تاریخی» ثبت شده است


* از آن جا که فرهنگنامه ویژه تاریخ نگاشته نشده است، به خواهش دوستان ، گهگاه ، برخی لغات مصطلح در تاریخ را به لاتین و فارسی می آورم:

Canaan             کنعان

Assyria                   آشور    

Babylon                  بابل   

Sumer                    سومر

Phoenic                  فنیقیه

Cuneiform              خط میخی

Mesopotamia          بین النهرین

Maya                          مایا

Mesoamerica       آمریکای باستان

Neolithic              عصر حجر جدید

Pyramids                  اهرام

Papyrus                     پاپیروس

Pharaoh                 فرعون

Ziggurat                زیگورات

Incas                       اینکاها

Jews                         یهودیان

silk road                 راه ابریشم

Thebae                (شهر) تب 

Antioch                انطاکیه

Troy                      تروا

Cyrus                  کوروش

Hittites                 هیتی ها

Moses                    موسی

Mycenae               میسن

Macedonia             مقدونیه

Psalms                     مزامیر

Jerusalem               اورشلیم 

Carthage                  کارتاژ

Mitanni                    میتانی

Zoroaster                 زرتشت

Xerxes                       خشایار

Tutankhamun         توتن خامون

Seleucids                 سلوکی ها

Achaemenids         هخامنشیان

Cambyses               کمبوجیه

Xenophon                گزنفون

و...

نگاه کنید به این کتاب:

Encyclopedia of World History,by: Marsha E. Ackermann & Others, 2008 by Infobase Publishing, 7 vols.          

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۵ ، ۱۹:۴۴
تاریخنگار


* در باره هولوکاست یا تصفیه قومی یهودیان در دوران حکومت نازیسم و هیتلر ، نوشتارهای متعددی موجود است، اما به گمان من، دو نکته در مطالعه این ماجرای تاریخی، برای خوانندگان فارسی زبان روشن نشده است. دو حقیقت که می تواند به پذیرش یا انکار قضیه هولوکاست در تاریخ کمک کند:

1- طی دهه 1920 میلادی، دانشمندان آلمان نازی، برای کشتن افراد کم توان یا معلول اقداماتی را انجام دادند، به این عذر که آنها موجوداتی سربار و انگل هستند و یک «زندگی فاقد ارزشهای حیاتی» را سپری می کنند.  علاوه بر این، اقشار و گروههای اجتماعی دیگری چون: بزهکاران،  کولی ها، فاحشه ها ، بیماران لاعلاج و سایر افرادی که از منظر نازیسم نژادپرستانه رایش سوم، کم ارزش و مخل پاکی نژاد آریائیان امپراتوری رایش بودند، در معرض تصفیه قومی قرار گرفتند تا برای تندرستی پیکره خلق ، تهدیدی نباشند! از این جهت، شمار بسیاری از افراد از سطح جامعه بیرون کشیده شدند و در اردوگاههای: آشویتش ، تربلینکا ، داخائو و..در کوره های آدمسوزی سوختند و تصفیه شدند.

---در نتیجه ، باید توجه داشت که همه آنهائی که در اردوگاههای مرگ آلمانی ها کشته شدند، یهودی نبودند. بلکه شماری از اقشار فاقد وجاهت و مطرود جامعه بودند که حذف آنها ، ترحم کسی را بر نمی انگیخت. هر چند آنها نیز حق حیات داشتند و رفتار زشت نازی ها با آنان ، در هیاهوی یهودی ستیزی نادید گرفته شده است.

2- در طی روند یهود ستیزی و اخراج یهودیان از اروپا ، که سابقه آن به دوره های قبل از هیتلر نیز می رسد، بخشی از ثروتمندان و اقشار فرادست یهودی در اروپا از هر گونه تعرض و آسیب به دور ماندند و حتی با انتقال ثروت خود به کشورهای دیگر ، باعث تجمیع سرمایه در مناطق دیگری از اروپا و امریکا شدند. حقیقتی که از دید برخی از منتقدان ، می تواند عمدی سازی هولوکاست را توجیه کند! گرچه که به صراحت نمی توان بین خروج امن یهودیان اروپا با تشکیل دولت اسرائیل رابطه پیدا کرد.

---در همان حال، اقدامات زشت و غیرانسانی نازیها در زمینه های چون: آزمایش های پزشکی روی کودکان یهودی، ممنوع کردن زیورآلات برای زنان یهودی و کولی، ایجاد محدویتهای اجتماعی (چون : نداشتن حق ازدواج با آلمانها، چسباندن علامت بر روی لباس، محرومیت از شغل و تحصیل، و..) برای مخالفان دولت ، سوزاندن پرسشتگاههای یهودیان، جمع کردن « عناصر ناباب» از شهرها و قرار دادن آنها در گتوها (شهرکهای مجزا) و سرانجام فرستادن هزاران مرد، زن و کودک یهودی و کولی و جانی و فاحشه و غیرآریائی و..به اردوگاههای مرگ و سوزاندن آنها در کوره های آدمسوزی ، ماجرائی نیست که از یاد بشریت برود. خواه قربانی یهودی باشد و خواه غیر یهودی. هولوکاست قابل کتمان نیست!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۵ ، ۱۹:۴۳
تاریخنگار

* تعصب مذهبی، امری مختص به ادوار ماضیه نیست. در روزگاری که جهان در تب توسعه و مدرنیسم می گدازد و می گذرد، بودند افرادی که خود را پیامبر تلقی کرده و امتهای را برای خود دست و پا  کردند. مردمانی که به دلیل تعلقات نادرست عاطفی و روانی به کیش انبیای دروغین می گروند و سر به اطاعت کسانی می گذارند که مدعی رستگاری بشرند! دو تن را مثال می زنم:

1- جیمز وارن جونز در ۱۳ مه ۱۹۳۱ به دنیا آمد و در ۱۸ نوامبر ۱۹۷۸ خودکشی کرد. او یک رهبر مذهبی آمریکائی بود که یک جامعه ظاهرا مذهبی را سازماندهی کرده بود. جونز بنیانگذار و رهبر فرقه معبد خلق ها بود که نهایتا با خودکشی اجباری و دستجمعی پیروانش در نوامبر ۱۹۷۸، که منجر به قتل عام 918  نفر در جونز تاون در کشور گویان شد، به پایان کار خود رسید.

جونز در نوجوانی مطالعاتی در خصوص استالین،  مارکس، مائو ،  گاندی و هیتلر داشت و علاقه شدیدی نیز به مذهب داشت. او در رفاقت با افراد مشکل داشت و فقط میتوانست با کسانی که مطلقا از وی پیروی میکنند ارتباط برقرار نماید. وی که فردی عصبانی مزاج و تند و بد دهان و در عین حال فریبکار بود ، خود را به عنوان مدافع حقوق سیاهان و محرومین در جامعه معرفی کرده و در جلسات سخنرانی در کلیسا به شیوه عوام فریبانه ای ادعای معجزه و ارتباط با خدا می کرد. اما بدبیاری این پیامبر کذاب از زمانی شروع شد که ادعا نمود میخواهد شهرکی آرمانی بر مبنای ایده آل های کمونیستی برپا نماید که همه با هم برابر باشند. جامعه ای عاری از استثمار و بدون طبقات که در آن افراد حق ارتباط با دنیای خارج را نداشتند و در مزارع به شدت کار میکردند. برای تضمین وفاداری ، جونز به پیروانش قبولانده بود که اگر از فرقه اش جدا شوند دچار نفرین ابدی خواهند شد! جالب آن که گرچه جونز مدعی بود که از ارتباط جنسی نفرت دارد، اما با زنان دین خود روابط نامشروع داشت . هم چنان که مصرف مواد مخدر را هم برای خودش مجاز میدانست.

عاقبت جونز به پیروانش گفت که گویا جهان هنوز آمادگی مناسبات عالی آنان را ندارد و آنها به آینده تعلق دارند و لذا این دنیا جای آنها نیست و باید با نوشیدن زهر رهسپار دنیای دیگر شوند. او تضمین داد که آنان بعد از مرگ به جهانی بهتر رفته و در آسایش و آرامش زندگی خواهند کرد.  سرانجام پیامبر دروغین به پیروان خود دستور داد تا نوشیدنی حاوی سیانور با طعم آب انگور را به عنوان یاری خداوند سر بکشند. نزدیک به ۳۰۰ کودک در میان کشته شدگان در جونز تاون بودند که به آنها سیانور خورانده شده بود. خود جونز با شلیک یک گلوله به سرش کشته شد که احتمالا خودکشی با واسطه بوده است.

 

2- چارلز مانسون متولد 12 نوامبر 1934 ایالت کالیفرنیا و مشهور به مدوکس . کسی که در سال 1971 به جرم هدایت یک گروه هیپی و دستور قتل حداقل 7 نفر به حبس ابد محکوم شد. گرچه مانسون هرگز اتهامات وارد شده به خود را نپذیرفت. او پیرو عقیده ای به نام هلتر اسکلتر بود که در معنای تحت الفظی به مفهوم شلوغ و بی نظمی است. مانسون که باور داشت که در زمانی خاص جنگی نژادی میان سفیدها و رنگین پوستان رخ خواهد داد و در نهایت سفیدها پیروز خواهند شد، جز قدرمندترین انارشیست های تاریخ تلقی شده است و حتی برخی روان شناسان وی را جز آن دسته از کسانی بر می شمارند که ادعای پیغمبری می کرد. و لذا او را  پیامبر سفید هم خوانده اند!

به طور کلی، چارلز مانسون یکی از بزرگترین طرفداران درگیری های نژادی در تمام امریکا بود و به دلیل عضویت در یک گروه موسیقی راک و درگیری با پلیس ، از وجهه اجتماعی بالائی در امریکا برخودار بوده و  طرفداران متعصب بسیاری دارد با وجود آن که مانسون پس از ماندن طولانی در زندان، سلامت روحی خود را از دست داد، اما از محبوبیت خاصی در امریکا بهره مند است و تا کنون پنج کتاب درمورد او نوشته شده است. شمار زیادی از جوانان امریکایی شیفته مانسون و مدعیات مضحک او هستند. مدعیاتی که هر چند وقت یک بار با مصاحبه او با رسانه ها تب آفرینی می کند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۰:۰۹
تاریخنگار

معانی نامهای ماه های تقویم میلادی

1- ژانویه ( از خدای آغازین به نام ژانوس)

2- فوریه ( از خدای بخشایشگر به نام فبرائوس)

3- مارس ( از خدای کارزار به نام مارس)

4- آوریل ( از خدای جوانه ها به نام آپریلوس)

5- می ( از خدای افزونی به نام مایا )

6- ژوئن ( از الهه بالیدن به نام ژونو )

7- ژولای ( از نام ژولیوس سزار ،  قیصر روم)

8- اگوست ( از نام آگوستوس ، قیصر روم)

9- سپتامبر ( از کلمه لاتین Septa به معنی هفت)

10- اکتبر( از کلمه لاتینOcta  به معنی هشت)

11- نوامبر ( از کلمه لاتین Nova به معنی نُه )

12- دسامبر( از کلمه لاتین Deca به معنی ده )

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۵ ، ۰۸:۲۲
تاریخنگار


 اسکندر مقدونی پس از آنکه به تخت جمشید راه یافت ، گنجهای هنگفت زر و سیم سلاطین هخامنشی را به یغما برد . او پنجهزار قنطار زر بالای تخت شاه را ربود و زیرپایی شاه و تاک زرین به دست وی افتاد. سربازان اسکندر هم ، مانند سردار خود ، به غارت سکنۀ تخت جمشید مشغول شدند . سپاهیان مردم را بیرحمانه می کشتند ، زنها را به بردگی می بردند ، و سپس سردار فاتح به بزرگترین تباهکاری تاریخی خود دست زد و اعلام کرد که تصمیم دارد ساختمان تخت جمشید را ، به کینه توزی ویرانی آتن ، خراب سازد . گرچه گفته شده که پارمنیون به سکندر سفارش کرد که چنین نکند و یا مدعی شده اند که گناه بر گردن زنی به نام « تائیس » دلبر سر کردۀ سپاه بطلمیوس بود که مقدونیان را به این عمل شنیع تحریض کرد، اما واقعیت آن است که اسکندر می توانست مانع از حریق شود و یا کتابهای خزائن تخت جمشید را به غارت نبرد! .

در هر حال، کمی نگذشت که برای جبران مافات، کشورگشای جوان و خام طبع مقدونی، زیر نفوذ سنن شرقی در آمد و شکوه پارسی را در پیش گرفت و  حتی به خیال یکی کردن مردمان و فرهنگ پارسی و یونانی افتاد . لیکن مشرق زمین ، کشورگشای خشمگین و بی تجربه را مسخره کرد و به او فهماند که شرق با غرب یکی نمی شود. حتی سربازان ساکندر با او طریق نامهربانی و عدم موافقت در پیش گرفتند و حاضر نبودند به ادامه لشکرکشی تا شرق دورتر پیش تازند. در ابتدا، فاتح جوان با نطقی هیجان انگیز ، آنها را از این کار بازداشت و به سمت مرکز ایران پیش تاخت. اما مشکلات عدیده موانع راهش را فزونتر ساخت و وی را خسته و رنجور به بازگشت راغب نمود. سردارنش به او فهماندند که برای مقاصد و کارهای انسانی باید حدی تصور نمود . از لشکریانی که از یونان حرکت نموده اند قلیلی باقی مانده اند اگر اسکندر می خواهد تمام عالم را مسخر سازد اول باید به یونان مراجعت کند و فتوحات خود را در آنجا نمایش دهد و مجدداً لشکری برای این کار تجهیز کند . فرزند فیلیپ از شنیدن این حقایق تلخ در خشم شد و شماری از همرزمان قدیم خود را کشت ، و به امید این که لشکریان از مخالفت منصرف شوند تا سه روز عزلت اختیار نمود . ولی بالاخره اثری از پشیمانی آنها ظاهر نگردید و در نتیجه مغلوب متابعان خود گردید و فرمان مراجعت صادر نمود .

شکست اسکندر در انجام نقشه جهانگشایی و متحد کردن دولت کوچک خود با امپراتوری هخامنشی، نشان داد که او پادشاهی خردمند و عادل نیست. و همان طور که ایرانیان می خواندنش، مردی گجستک و نابخرد است . فرجام ناگوار اسکندر ، با ناکامی او برای دیدن میهن خویش و مرگ زودهنگام در میانه راه بر اثر هرزگی و فساد تکمیل شد و آن چه برای او میراث ماند، تبلیغات فریبنده اروپائیان بود که می خواستند عظمتی فراتر از شان وی برایش تدارک ببینند. در حالی که برای فاتحی چون کوروش هخامنشی که جهانگشایی خردورز و متسامح بود، چنین تبلیغی نشد و حتی گروهی اسکندرپرست نخواستند ذوالقرنین را کورش بدانند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۵ ، ۰۴:۲۱
تاریخنگار


ماه پیکر، نام مشهور کوسم سلطان ، کنیز یونانی تباری مسیحی مذهبی است که در سال 1590 میلادی زاده شد و در سن 16 سالگی به استانبول و دربار عثمانی برده شد تا اسلام آورده و به همسری سلطان احمد اول پادشاه عثمانی درآید. او همانند خرم سلطان زن سلطان سلیمان اول ، از زنان متنفذ دربار ترکیه بود که به دلیل جاه طلبی بسیار در امور سیاست و کشورداری دخالت می کرد. وی مادر دو تن از پادشاهان عثمانی به نام های مراد چهارم و ابراهیم اول است و در به سلطنت رسیدن برادر شوهرش به نام سلطان مصطفی اول نقش ایفا کرد. 

اما اوج قدرت وی زمانی بود که به عنوان مادر پادشاه یا والده سلطان در مسائل مملکتی اعمال نفوذ کرده و به عزل و نصب وزرا و امرا می پرداخت. در عین  حال، خود را به انجام امور خیریه و ساخت بناهای عام المنفعه هم سرگرم می ساخت . 

سرانجام مداخلاتش باعث اعتراض سیاستمداران شد و در شورشی که سربازان ارتش به راه انداخته بودند در سال 1651 و در سن 61 سالگی در پستوی کاخ به دام افتاد و به طرز فجیعی به قتل رسید.

رجوع کنید به فرمانروایان شاخ زرین: نوئل باربر ، ترجمه ع. هوشنگ مهدوی، انتشارات قطره، 1393

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۳:۵۰
تاریخنگار

برخلاف پندار آنها که ریشه عرفان را در تصوف و دوره اسلامی می جویند، حقیقت آن است که نخستین نمودهای عرفان و معرفت نفسانی به  مکتب گنوسیسم برمی گردد. اما گنوسیسم چیست؟

گنوس در انگلیسی معادل واژه ی «know  » به معنای شناخت و معرفت قرار می گیرد. کلمه عرفان یا  Mystic به معنی « مرموز یا پنهانی» به فارسی « عرفان» ترجمه شده، لیکن به طور معمول، جهان بینی دینی خاصی از آن مفهوم می گردد، که امکان ارتباط مستقیم و شخصی و نزدیک و وصل آدمی را به خداوند، از طریق آنچه به اصطلاح: شهود و تجربه باطن نامیده میشود جایز و ممکن می شمارد.

اما آیین گنوسی جریان فکری کهنه ای است که بر آگاهی از رازهای ایزدی تأکید داشت. این مسلک که قدمتش به سالها قبل از میلاد مسیح می رسد ، دارای عناصری عارفانه و زاهدمسلک می باشد؛ اما در طول تاریخ دستخوش تغییرات فراوانی شد و تأثیر زیادی بر ادیان بعد از خود گذاشت. از جمله دین یهود و مسیحیت، بخشی از مفاهیم الهی و عرفانی خود را از گنوسیسم اقتباس کرده اند. نیز، مانی بر اساس تفکرات گنوسیسم ، خود را چون پیامبری دیگر بعد از بودا، زرتشت و مسیح شناساند و بخشی از آیین گنوسی را تحت تأثیر این ادیان پایه گذاری نمود. در مانویت یا آیین گنوسی برخلاف ادیان دیگر، بین قدرت خدا و اهریمن برابری وجود ندارد و قدرت خوبی از بدی بیشتر است. گنوسی به مانند بودیسم نوعی نگاه بدبینانه به جسم انسان دارد؛ به این معنا که انسان به خاطر جسمانی شدن اش رنج می کشد. اما جنبه  گنوسی در مانویت، خرد و منطق را وارد این تفکر کرد و گونه ای آمیخته از دین و دانش را به وجود آورد که عرفانی است.

 اصطلاح  گنوسیسم بیانگر یک جریان فکرى کهن است که بر آگاهى از رازهاى الهى و کشف ناشناخته های عالم غیب تاکید مى‏ورزد. Genos یا معرفت از راه تجربه مستقیم مکاشفه یا رهیافت به سنت رازورانه و باطنى به دست مى‏آید . تفکر گنوسى، در مجموعه‏اى از ادیان و نحله‏ هاى دینى مشاهد می شود که در سده های 1 تا 3 ق.م و حتی تا سده 4 میلادی در مناطقی از شرق باستان و غرب نجد ایران وجود داشته است . در همه این فرقه ها نوعى معرفت ‏باطنى و روحانى و فوق‏طبیعى، که مى‏توان از آن به کشف و شهود و اشراق تعبیر نمود، مایه نجات و رستگارى انسان شناخته شده است و به همین مناسبت همه آنها را تحت عنوان گنوسیسم یاد کرده‏اند . گرچه برخی ریشه گرایش به اندیشه گنوسی را در کیشهای مانوئی ، مسیحیت و یهود جستجو می کنند ؛ اما تردید نیست که در آئین مهری یا میترائیسم که کیشی بسیار کهن و آریائی است، پاره ائی از تفکرات گنوسی قابل مشاهده است. گنوسیسم معرفت ‏پروردگار است و چون خدا متعالی و منزه است، پس شناخت ‏خدا طبعاً آگاهی از امری ناشناخته است، نه امرى ساده و معمولى. موضوع این شناخت تمام آن چیزهائى است که در قلمروی وجود الهى قرار دارد؛ یعنى انتظام و تاریخ عوالم برتر و نجات انسان . بدین ترتیب، از سوئی معرفت‏ یا گنوسیس با دانش عقلى فلسفه تفاوت دارد و از سویى با تجربه وحى بسیار نزدیک است؛ زیرا در آن، روشنگری باطنى جانشین مباحثات و نظریات عقلى مى‏شود و از دیگر سو، ‏با اسرار نجات مربوط می شود .لذا معرفت گنوسى یک جنبه عملى برجسته دارد . در نتیجه ، هدف نهایى این شناخت، خود خداوندست. و دریافت چنین معرفتی انسان را در الوهیت ‏با خدا شریک مى‏سازد.

گرچه در برخی نوشتارها ، ثنویت را از اصول آئین گنوسی پنداشته اند؛ اما نمی توان چنین اندیشه ائی را در سرچشمه های تفکر گنوسی مشاهده کرد. مگر آن که به دلیل تاثیر پذیری زرتشتی از میترائیسم ، بخواهیم بر پایه کیهان شناسی زرتشتی و اعتقاد به نقش اورمزد و اهریمن در آفرینش هستی، نوعی دوگانه ستائی را برای کهنترین کیش آریائیان تصور کنیم. با این همه ، مکتب گنوسى، در مقایسه با مکاتب دیگر ، انسان‏محورتر است . از این روی، در متون گنوسى، معرفت چنین تعریف شده: « تنها طهارت جسم نیست که نجات‏بخش است، بلکه معرفت‏به این‏که چه بوده‏ایم، کجا بوده‏ایم، در چه چیز گرفتار شده‏ایم، به کجا شتابانیم، نجات از کجاست، تولد چیست و زایش دوباره چیست؟»  نکته دیگر نیز ، تاکید نحله گنوسى بر رهایى، رستگارى و آزادى است . نجاتى که نه با قدرت خدا و نه با ایمان بشر ، بلکه با کسب آگاهی  مممکن مى‏گردد و لذا وجود یک منجى در مکتب گنوسى، امرى محورى است که وظیفه اصلى او آشکارکردن معرفت نجات براى آدمی است.

** برای توضیح بیشتر رجوع کنید به کتاب: آیین گنوسی و مانوی (ویراسته  میرچا الیاده)، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور،  1373، انتشارات فکر روز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۵ ، ۰۸:۱۰
تاریخنگار


* در باره واقعه عاشورا باید گفت: تردیدی نیست که داستان رویدادی که 1400 سال پیش اتفاق افتاده و تا مدتها بعد از آن واقعه، توسط نویسندگان تالیف و ثبت نشده است، می تواند دچار اشکالاتی باشد و در آن تحریفاتی صورت گرفته باشد. به ویژه آن که در طول این 14 قرن، راویان و نویسندگان متعدد از هر طیف و جناحی و با هر مقصد و منظوری ، در کیفیت حادثه و نقل آن به عامه مردم دست برده و آن را دیگرگون ساخته اند. هر چند تشریح این موضوع به فرصت و تفصیل بیشتری نیازمند است اما در اینجا فقط به چند نمونه و با استناد به تحلیل یک پژوهشگر  دینی اشاره می کنم و و می گذرم:

به باور و بررسی استاد مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی،

- نخست آن که : گرچه بین سخنرانان و مداحان، مشهور است که هر شب از ده روز اول ماه محرم را به یکی از شهدای کربلا اختصاص می دهند، یا این که گمان می کنند ابالفضل(ع) در روز تاسوعا به شهادت رسیده است، اما واقعیت آن است که : تمام شهدای کربلا در روز عاشورا به شهادت رسیده اند و امام حسین(ع) جزء آخرین شهدای دشت کربلا است

- دوم این که : تصور می کنند امام حسین (ع) و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به جنگ دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که: ذخیره آب در خیمه ها وجود داشته است و مستندات تاریخی تاکید دارند که یاران امام برای وضو و عسل از چشمه آب استفاده می کردند . چنان که به روایت شیخ عباس قمی: شب عاشورا امام، عده ای را فرستاد تا چند مشک آب آورند و اهل بیت خود را فرمود که از این آب بیاشامید، آخر توشه شماست و وضو بسازید و غسل کنید.

- سوم این که : حکایاتی چون نوحه خواندن لیلی مادر علی اکبر یا اجازه ندادن امام حسین به علی اکبر برای رفتن به جنگ و ..نیز حقیقت ندارد. زیرا اصلاً لیلایی در کربلا نبوده است؛ و یا هر کس از امام حسین(ع) اذن میدان می خواست، اجازه می داد و ضرورتی هم نداشت که در آن شرائط کسی را از دفاع از حریم اهل بیت معاف کند.

** موارد دیگری هم هست که با توجه به حقائقی چون:

 1- ده روز مقابله دو جناح در کربلا بدون جنگ

2- خویشاوندی و دوستی بین بسیاری از سران دو جناح

3- پرهیز و عاقبت اندیشی امام حسین و یزید بن معاویه از مقاتله

و نمونه های دیگری که در ماجرای کربلای سال 61 قمری از نظر ریزبینانه خوانندگان تاریخ به دور افتاده است، می تواند روشنگر حقیقت تاریخ عاشورا باشد. داستانی که گاهی رنگ حماسه و گاهی شکل افسانه پیدا کرده است و در این دگردیسی ها ، دچار پیرایه ها و تحریفاتی نیز شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۵ ، ۰۹:۰۹
تاریخنگار


  متن ذیل ، بخشی از کتابچه کوچکی است به نام تاریخ و پندهایش از احمد کسروی. مورخی ژرف نگر که صرف نظر از باورهای دگراندیشانه اش، نگرشی آینده نگرانه به تاریخ داشت:

« شاید خوانندگانى می دانند که ما بتاریخ ارج می گزاریم و آن را سودمند می شماریم. در اینجا فرصت آن نیست که ما از نیکى و سودمندى تاریخ گفتگو کنیم و نیازى هم بچنان گفتگویى نیست. به تاریخْ همه ی توده هاى جهان ارج می گزارند ما هم باید بگزاریم. در اینجا آنچه باید گفت این ا ست که ایران کشور ما هنوز تاریخ درستى نمی دارد. هنوز تاریخ درستى براى این کشور نوشته نشده و به این زودى هم نوشته نخواهد شد. براى آن که در ایران تاریخ درستى باشد باید در گذشته هاى چند هزار ساله ی این توده و کشور روزگار به روزگار جستجوها رود و بررسیها شود و نتیجه ی آنها بدست آید ، و نخسـت یک رشته کتابهـاى ایـن چنانى « کتابهائى که هر یکى درباره ی بخشى از تاریخ ماست » نوشـته شـود و به چـاپ رسد و سـپس از روی هم رفته ی آنها تاریخ درستی ـ در چند جلد ـ براى این کشور نوشته شود. اینست معنى آنچه می گویم:  

شگفت تر آن است که دوره هاى باستانى تاریخ ایران ـ مثلاً زمانهاى هخامنشى و اشـکانى و ساسـانی ـ چـون دانشمندان اروپا و آمریکا به آنها پرداخته اند روشن تر از زمانهاى دیرتر ـ دوره هاى پس از اسلام ـمی باشد. این دوره پس از اسلام چندان تاریکست که سالها باید بررسیها و جستجوهاى دانشمندانه رود تا روشن گردددر این دوره تاریخنویسان بسیار بوده اند و ما کتابهاى بسیار به عربى و فارسى در دست داریم. ولى همه می دانیم که آن تاریخنویسان همه چیز را ننوشته اند و آنچه نوشته اند پیراسته از آلودگی ها نبوده است. در آن زمان ها تـاریخ را سرگذشـت پادشاهان و فرمانروایــان و زور ورزان و جنگها و کشاکش هاى آنهـا می شناختند و تنها این زمینه را دنبال می کردند و بیشتر تاریخنویسان تاریخ را به نام یک پادشاه و یـا یک وزیر نوشته بیش از همه به ستایش و چاپلوسى می کوشیدند و در پى راستی ها نبودند. کوتاه سخن : در آن زمانها این شیوه ی دانشمندانه ی امروزى که ما از اروپایی ها یاد گرفته ایم در میان نبوده.  این است کتابهایى که از زمان هاى گذشته بازمانـده « تـاریخ » شمرده نمى شوند ، آنها در دست مـا « مدرک» است که در جستجوهاى خود از آنها نیز سود جوییم. به هرحال یکى از کارهایی که در این زمینه باید بود این اسـت کـه هرگونـه کتابهـا و یادداشت ها کـه در زمینه ی تاریخ است بچاپ رسد و پراکنده گردد که از این راه کمکى به کسانی کـه در این بـاره به جستجو خواهند پرداخت کرده شود.  از آنجا که این گونه کتابها از سندهای تاریخی ایران است و آنها را نتوان نادیده انگاشت و بدور انداخت ، یکی از کارهایی که باید بود آن اسـت کـه کسانی آنها را بگیرند و نیک بخوانند و معنی هایی را که در آنهاست و تاریخ است با زبان ساده بنویسند و یا جمله های معنی دار آنها را از جمله های بی معنی جدا گردانند. یک جمله بگـویم : آنهـا را از آلـودگی پـاک سازند که بدینسان بهره مندی انجام گرفته و هم آنها با آن بدی ها در گردش نباشد. »

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۴۸
تاریخنگار


در یکی از الواح منظومۀ بلندبالای «گیلگامیش» که بازمانده از دوران کهن سومِری است و در دوران آشوری بازنویسی شده ، آمده است : مردمِ جهان سرکش شدند و سر از اجرای فرمان ایزدان و نمایندگان آنها برتافتند و ارادۀ خودشان را فراتر از ارادۀ ایزدان و فرمان رهبرانِ مبعوثِ ایزدان قرار دادند؛ در نتیجه خشم ایزدان برانگیخته شد، و ایزدان تصمیم گرفتند که نسل این بشرِ نافرمان را از روی زمین براندازند. آنها برای همین منظور توفان سهمگینی همراه با آبهای انبوهی از آسمان فرستادند و مردم و آبادیها را نابود کردند؛ و اگر نه رحم و شفقت یکی از این ایزدان بود که نمی خواست در برنامۀ نابودگری بشریت شرکت داشته باشد، مردمِ جهان به کلی فنا شده بودند. این ایزدِ عاقبت اندیش و مهربان، به دور از چشمِ مجمعِ ایزدان، ارواح بخشی از انسانهای نیکوکار را در کشتی نهاد تا از نابودی برهند و پس از توفانِ سیل بارِ ویرانگر ، زندگی را از سر گیرند و جهان را آبادان سازند؛ و چنین بود که نسل بشر بر روی زمین ماند.

** همین داستان است که بعدها انبیای اسرائیلی در کتابشان بازنویسی کردند و سپس به قران وارد شد و ماجرای نوح نبی را رقم زد. اما این همه ماجرا نیست:

این نکته که نخستین تلاشهای بشری برای طرح مساله عذاب الهی و لزوم اطاعت از خدایان در تمدن سومری ، مقارن با ابداع خط و کتابت بوده است . نشان می دهد که خط و ادبیات، که حاصل تدریجی اختراع خط است، با برخورداری از اصل تکوین باورهای دینی و تقدس شماری عناصر ماوراطبیعه ، باعث گردید تا روایات مذهبی به عنوان نخستین صورتهای تاریخ نگاری ایجاد شده و با خط تثبیت شوند. از همین رو بوده است که خط در مراحل اولیه اش یک ودیعۀ آسمانی پنداشته شد که خدایان از آسمان ها به نمایندگان خاص خویش داده بودند تا احکام و عبادات را به وسیله آن بر الواح گلی و سنگی بنگارند. حتی پنداشته شد که الواحِ مکتوب و آمادۀ حاوی احکام ، از آسمان آورده می شوند. فلذا ، کاهنان به مردم القا کردند که خط از آسمان فرود آمده است و خدایان احکام خویش را بر لوحه هائی می نگارند و به نمایندگانشان در روی زمین می سپارند تا مردم از آنها تبعیت کنند . از همه مهمتر،  خدایانْ خواندنِ رموزی که بر این الواح حک کرده اند را به کاهنان یاد می دهند. لذا   امتیاز چشمگیر کاهنان که  بر تقدس آنان می افزود، از همین جا پدید آمد. یعنی حق انحصاری تفسیر شرایع.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۲۲
تاریخنگار